معرفی وبلاگ
با سلام امیدوارم مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما قرار گرفته باشد. باآرزوی موفقیت برای تمامی انسانها التماس دعا (عکس متعلق شهید محمد علی شاهچراغی دانشجوی رشته فیزیک می باشد.)
صفحه ها
دسته
فیزیک پزشکی
هستی برای ما
خدمات
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 532390
تعداد نوشته ها : 145
تعداد نظرات : 34
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
ازدواج
مـساءله ازدواج و انتخاب جفت ، یکى از امور لازم در زندگى جانداران ، از جمله گیاهان و جانوران اسـت . خـلقـت مـوجودات زنده بگونه اى است که هر کدام آنها، آگاهانه یا ناخودآگاه به انتخاب جـفـت پـرداخـتـه ، بـراى بـقاى نسل و تولید و تکثیر نوع اقدام مى کنند و یا هدایت و رهبرى مى شوند.
بـراسـاس تـعـالیـم قـرآنـى ـ کـه در تـحـقـیـقـات عـلمـى دانشمندان نیز به اثبات رسیده است ـ آفریدگار جهان ، همه موجودات عالم مادّه را جفت آفریده است :
(وَ مِنْ کُلِّ شَىْءٍ خَلَقْنا زَوْجَیْنِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ)
(1)
و از هر چیز جفتى آفریدیم ، شاید متذکّر شوید!
قرآن ، درباره جفت آفرینى گیاهان فرمود:
(اَوَ لَمْ یَرَوْا اِلَى الاَْرْضِ کَمْ اَنْبَتْنا فیها مِنْ کُلِّ زَوْجٍ کَریمٍ)
(2)
آیا آنان به زمین نگاه نکردند که چقدر از انواع گیاهان ، جفتِ پر ارزش در آن رویاندیم ؟!
عـلاوه بـر آیـات مـذکـور، آیـاتـى دیگر بر آفرینش جفت گونه حیوانات و انسان دلالت دارند، مانند:
(جَعَلَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً وَ مِنَ الاَْنْعامِ اَزْواجاً...)
(3)
از جنس شما، همسرانى براى شما قرار داد و جفتهایى از چهارپایان آفرید.
جـفـت آفـریـنـى جـانـداران و وجـود غـریـزه جـنـسـى در آنـهـا، وسـیـله اى جـهـت مـحـفـوظ مـانـدن نـسـل جـانـدار بـه شـمار مى رود. دستِ آفرینش میان زن و مرد، گرایش و کششى طبیعى نسبت به یـکـدیـگـر قـرار داده تـا آنـهـا بـه زنـدگـى مـشـتـرک روى آورنـد و مـیـل جـنـسـى را هـمـچون سایر امیال و غرایز، بطور صحیح ارضا نموده ، هسته اصلى خانواده را تشکیل دهند.
از ایـن رو، بـا پـیـدایـش انـسـانـهـاى نـخستین در کره زمین ، ازدواج و مراسم خاص مربوط به آن شـکـل گـرفـت . بـراسـاس گـفته صاحبان ادیان ، نخستین ازدواج بین آدم و حوا ـ اوّلین مرد و زنِ نـسـل بـشـر کـنـونـى ـ بـه وقـوع پـیـوسـت و سـپـس در سـایـه ازدواجِ فـرزنـدان آنـهـا، نسل انسان تکثیر یافت .
در این باره روایت زیر از امام صادق (ع ) نقل شده است :
پس از آنکه خداوند، حوّا را خلق نمود، آدم عرض کرد:
ـ پروردگارا! این پدیده نیکو (حوّا) چیست که دوست دارم در کنارش باشم و به او بنگرم ؟
ـ اى آدم ! این کنیز من حوّاست . آیا مى خواهى ماءنوس ، همراه ، همزبان و مطیع فرمان تو باشد؟
ـ پروردگارا، بلى ، من در ازاىِ این نعمت همواره به شکر و سپاس تو خواهم پرداخت .
ـ او را از من خواستگارى کن ؛ زیرا وى کنیز من و برآورنده نیاز جنسى توست و شایستگى همسرى تو را دارد.
ـ مـن او را از تـو خـواسـتـگـارى مـى کنم ، در این مورد به چه رضایت مى دهى ؟ (چه مَهرى بر او تعیین مى کنى ؟)
ـ رضایت و خشنودى من به این است که برنامه هاى دین و آیینم را به او بیاموزى .
ـ پروردگارا! اگر تو چنین خواسته باشى ، من نیز آن را مى پذیرم .
ـ این خواست و اراده من است . حوّا را به ازدواج تو درآوردم ، پس او را در بر بگیر.
(4)
ازدواج ، گامى در مسیر فطرت
ازدواج و زنـاشـویـى از جـمـله آداب اجـتـماعى است که در تمام جوامع بشرى ـ آن طور که تاریخ نـشـان مـى دهـد ـ هـمـچـون یـک سـنـت فـطـرى ، تـا بـه امـروز مـتداول بوده است . قویترین دلیل بر فطرى بودن زناشویى ، مجهّز بودن زن و مرد به اندام و نـیـز غریزه تولید نسل است و هر دو جنس به یک اندازه داراى این غریزه هستند؛ گر چه زن از عواطف فطرى متناسب با تربیت و تغذیه فرزند نیز برخوردار است .
اصـل پـیوستگى مرد و زن ، از چیزهایى است که طبیعت انسانى ، بلکه حیوانى به بهترین وجه آن را آشکار نموده و اسلام نیز که دین فطرت است آن را پذیرفته و ترغیب و تشویق کرده است .
تولید نسل در زندگى بشر، مهمترین عاملى است که این پیوستگى را در قالب ازدواج ریخته ، آن را از صورت اختلاط بى بند و بار و کامجویى آزادانه زن و مرد خارج ساخته و به صورت نکاح و زناشویى درآورده است .
(5)
ازدواج ، گـامـى اسـت در مـسـیـر فطرت انسانى که پیامبر اسلام (ص ) پیروانش را نسبت به آن ترغیب کرده ، فرمود:
(مَنْ اَحَبَّ اَنْ یَکُونَ عَلى فِطْرَتى فَلْیَسْتَنَّ بِسُنَّتى وَ اِنَّ مِنْ سُنَّتىِ النِّکاحَ)
(6)
هـر کـس دوسـت دارد کـه بر فطرت (و آیین و مذهبِ همگام با فطرت ) من باشد، باید به روش و سنت من رفتار کند و یکى از سنّتهاى من ازدواج است .
اهمیت ازدواج در قرآن
در دیـدگـاه قـرآن ، زنـدگـى زنـاشـویـى و خـلقت انسان بر مبناى (زوجین ) (زن و شوى )، از نـشـانـه هـاى خداوند در آفرینش به شمار مى رود. در سوره روم ، شش مساءله در عالم خلقت به عـنوان نشانه هاى وحدانیّت خداوند در ربوبیت و الوهیت شمرده شده که یکى از آنها، خلقت (زوج ) براى آدمى است :
(وَ مِنْ آیاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً...)
(7)
و از نشانه هاى او این [است ] که همسرانى از نوع خودتان براى شما آفرید... .
جـفـت آفـریـنـى زن و مـرد، از اهـدافِ بـلنـدِ آفـریـنـش و زمـیـنـه رشـد و کمال آنهاست ، چه اینکه ، هر یک از زن و مرد، به تنهایى ناقص بوده و به دیگرى نیازمند است و هـمـیـن نـقـص و احـتـیـاج است که آنها را به سوى هم جذب مى کند و با رسیدن به یکدیگر به آرامش و سکون دست مى یابند.
این امر، اختصاص به انسانهاى عادى و معمولى ندارد، بلکه پیامبران نیز ـ که وارستگان جامعه هـسـتـنـد ـ بـراى رعـایـت اصـولى تـکـویـنىِ خویش و ارضاى مشروع نیازهاى جنسى ، به ازدواج روآورده ، جامعه کوچکِ (خانواده ) را تشکیل مى دادند. قرآن کریم ، پیامبر اسلام (ص ) را مخاطب قرار داده ، مى فرماید:
(وَ لَقَدْ اَرْسَلْنا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ وَ جَعَلْنا لَهُمْ اَزْواجاً وَ ذُرِّیَّةً)
(8)
پیش از تو (نیز) پیامبرانى فرستادیم ؛ و براى آنها همسران و فرزندانى قرار دادیم .
ازدواج ، از نـظـر قـرآن از چـنان ضرورت و اهمیّتى برخوردار است که هیچ چیز، حتّى تهیدستى نمى تواند مانع انجام آن شود:
(وَ اءَنـْکـِحـُوا الاَْیـامـى مِنْکُمْ وَالصّالِحینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ اِمائِکُمْ اِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللّهُ واسِعٌ عَلیمٌ)
(9)
مـردان و زنـان بـى هـمـسـر و غـلامـان و کنیزان درستکارتان را همسر دهید؛ اگر تنگدست باشند، خداوند به لطف خود آنان را بى نیاز مى سازد، خداوند گشایش دهنده اى آگاه است .
اهمیت ازدواج از دیدگاه پیشوایان دین
مـسـاءله ازدواج در سـخـن و سـیـره پـیـشـوایان معصوم (ع ) از جایگاه بلندى برخوردار است . آن بـزرگـواران ، بـراى نـشـان دادن اهـمـیـّت مـسـاءله ، عـلاوه بـر آن کـه خـود ازدواج مـى کردند و تشکیل خانواده مى دادند، با سخنان ارزنده خود نیز، امّت اسلامى را به اجراى این سنّت اجتماعى ترغیب و تشویق مى کردند و در صورت مشاهده انحراف و افراط و تفریط در مساءله ازدواج به روشنگرى پرداخته ، افراد را از روش نادرستشان برحذر مى داشتند.
رسـول گـرامـى اسلام (ص ) ، ازدواج را یکى از سنتهاى خود دانسته ، مردم را به پیروى از این روشِ نـیـکـو فـرا مـى خـوانـد. ایـشـان بـه اندازه اى به آن اهمیت مى داد که خوددارى کنندگان از ازدواج را جزو پیروان خویش قلمداد نمى کرد.
(10)
امـیـر مـؤ مـنـان (ع ) نـیـز، جوانان را به ازدواج توصیه نموده ، اهمیّتى را که پیامبر(ص ) به ازدواج مى داد، به مردم گوشزد مى کرد:
(تـَزَوَّجـُوا فـَاِنَّ رَسـُولَ اللّهِ(ص ) کـَثـیـراً مـّا کـانَ یـَقـُولُ: مَنْ کانَ یُحِبُّ اَنْ یَتَّبِعَ سُنَّتى ، فَلْیَتَزَوَّجْ فَاِنَّ مِنْ سُنَّتىِ التَّزْویجَ)
(11)
ازدواج کنید بدرستى که رسول خدا(ص ) بسیار مى فرمود: هر کس دوست دارد از سنّت من پیروى نماید، ازدواج کند؛ زیرا ازدواج سنّت من است .
در روایتى ، رسول اکرم (ص ) تشکیل خانواده در سایه ازدواج را محبوبترین سازمان بنیان نهاده در اسلام معرّفى کرده است :
(ما بُنِىَ فِى الاِْسْلامِ بِناءٌ اَحَبُّ اِلَى اللّهِ ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ وَ اَعَزُّ مِنَ التَّزْویجِ)
(12)
در اسلام ، هیچ سازمانى به وجود نیامده که نزد خدا، محبوبتر و شریفتر از ازدواج باشد.
روزى پـیـامبر اکرم (ص ) به مردى به نام (عکّاف ) که توانایى مالى براى ازدواج داشته ، ولى زن نگرفته بود، فرمود:
(تَزَوَّجْ وَ اِلاّ فَاَنْتَ مِنَ الْمُذْنِبینَ)
(13)
ازدواج کن و گرنه از گناهکاران خواهى بود.
با تشویق و ترغیب زیاد پیامبر(ص ) نسبت به گزینش همسر و ترک تجرّد، پرورش یافتگان مـکـتـب آن حـضرت ، به ازدواج آن قدر اهمیت مى دادند که روا نمى دانستند، هیچ مردى هر چند براى مـدّتـى کـوتـاه ، بـدون هـمـسـر بـماند و این نکته را حتّى در موقعیتهاى بحرانى فراموش ‍ نمى کردند. حضرت فاطمه (س ) پیش از شهادتش به امیر مؤ منان (ع ) این گونه وصیّت کرد:
(... یـَا بـْنَ عـَمِّ رَسـُولِ اللّهِ(ص ) اُوصـیـکَ اءَوَّلاً اَنْ تـَتـَزَوَّجَ بَعْدى بِاِبْنَةِ اُخْتى اَمامَةَ، فَاِنَّها تَکُونُ لِوُلْدى مِثْلى فَاِنَّ الرِّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ)
(14)
اى پـسـر عموى پیامبر! اوّلین وصیت من به تو این است که : پس از من با دختر خواهرم (اَمامه ) ازدواج کنى ؛ زیرا او براى فرزندانم مانند من است ، همانا مردان چاره اى جز ازدواج ندارند.
اهمیت اجتماعى ازدواج
مساءله ازدواج را مى توان از دو جنبه مورد توجه قرار داد:
1 ـ جنبه فردى
2 ـ جنبه اجتماعى
از آنـجـا کـه زن و شـوهر براى ارضاى تمایلات شخصى و برآوردن نیازهاى فردى ، تن به ازدواج مـى دهـنـد، امر ازدواج ، یک مساءله شخصى و فردى محسوب مى شود و از آن جهت که بنیان جـامـعـه انـسـانـى بـا زنـاشـویـى زن و مـرد شـکـل مـى گـیـرد و آنـان بـراى تـشـکـیـل خانواده ناچارند از ضوابط و نظام حقوقى خاصى پیروى کنند، ازدواج یک امر اجتماعى به حساب مى آید.
تـاءمـیـن رفـاه ، آرامش و گسترش مدنیت بشرى در سایه ازدواج میسّر است و تاءمین رفاه ، بدون تـشکیل خانواده اى متعهّد و مسؤ ول امکان ندارد. بر این اساس ، ازدواج یکى از ارکان مدنیت و راهى مهم براى آسایش جامعه و رفاه بشر به شمار مى رود. امام رضا(ع ) ضمن خطبه اى ، با اشاره به اهمیت اجتماعى ازدواج فرمود:
(لَوْ لَمْ تـَکـُنْ فـِى الْمُناکَحَةِ وَالْمُصاهَرَةِ آیَةٌ مُنَزَّلَةٌ، وَ لا سُنَّةٌ مُتَبَّعَةٌ، لَکانَ ما جَعَلَ اللّهُ فیهِ مـِنْ بـِرِّ الْقـَریـبِ وَ تـَاءَلُّفِ الْبـَعـیـدِ مـا رَغـِبَ فـیـهِ الْعـاقـِلُ اللَّبـیـبُ وَ سـارَعَ اِلَیـْهِ الْمـُوَفَّقُ الْمُصیبُ)
(15)
اگـر دربـاره ازدواج دسـتـورى هـم از خـدا صـادر نـشـده بـود و سـنّتى هم از سوى پیامبر(ص ) نـرسـیـده بـود، بـاز بـه خـاطـر هـمـان فـوایـد (اجـتـماعى ) که خدا در آن نهاده ، مانند نیکى به نـزدیـکـان و پـیـوند با بیگانگان ، انسان خردمند و مصلحت اندیش به آن رغبت مى کرد. و شخص کامروا و درستکار بدان پیشى مى گرفت .
عزوبت در اسلام
بـه همان اندازه که ازدواج داراى اهمیّت و آثار فراوان است و نسبت به آن تاءکید و تشویق شده است ، تجرد امرى ناشایسته و زیانبار بوده و مورد نکوهش شدید قرار گرفته است . در سخنان پیشوایان دین (ع ) نکوهش عزوبت به صورتهاى مختلف مطرح شده است :
الف ـ بـرتـرى عـبـادت هـمـسـرداران : در بـعـضـى از روایـات ارزش و بـرتـرى اعـمـال و عبادات همسرداران بیان شده و در مقابل ، کارهاى افراد مجرّد کم ارزش تلقّى شده است . امام صادق (ع ) فرمود:
(رَکْعَتانِ یُصَلّیهِمَا الْمُتَزَوِّجُ اَفْضَلُ مِنْ سَبْعینَ رَکْعَةً یُصَلّیها اَعْزَبُ)
(16)
دو رکعت نمازِ مردِ متاءهّل ، از هفتاد رکعت نمازِ فرد مجرّد برتر است .
مـردى بـه حضور امام باقر(ع ) شرفیاب شد. آن حضرت از وى پرسید: زن دارى ؟ گفت : نه . حـضـرت فرمود: من دوست ندارم همه دنیا را داشته باشم ، ولى یک شب مجرّد زندگى کنم . سپس فرمود:
دو رکعت نماز مردِ متاءهّل با فضیلت تر است از مرد عزبى که شب را با عبادت به صبح رساند و روز را روزه بدارد.
آنـگـاه حـضـرت هـفـت دیـنـار بـه آن مـرد داد و فـرمـود: ایـن پول را صرف ازدواج کن .
(17)
ب ـ بـدتـریـن مـردگان : مسلمانى که در طول زندگى ، همسرى را انتخاب نکند و از دنیا برود، مورد مذمت و نکوهش پیامبر اسلام (ص ) قرار گرفته است :
(رُذالُ مَوْتاکُمُ الْعُزّابُ)
(18)
بدترین مردگانِ شما، عزبهایند.
در روایتى دیگر آمده است که آن حضرت فرمود:
(لَوْ خَرَجَ الْعُزّابُ مِنْ مَوْتاکُمْ اِلَى الدُّنْیا لَتَزَوَّجُوا)
(19)
اگـر کسانى که بدون همسر از دنیا رفتند، بار دیگر به دنیا باز گردند، حتماً ازدواج خواهند کرد.
ج ـ بـرادران شـیطان : همان گونه که قرآن کریم ، اسراف کنندگان را برادران شیطان قلمداد کرده
(20)؛ پیامبر گرامى اسلام (ص ) ، نیز عزبها را برادران شیطان خوانده است :
(شِرارُکُمْ عُزّابُکُمْ، وَالْعُزّابُ اِخْوانُ الشَّیاطینِ)
(21)
بدترین شما، عزبهایند، عزبها برادران شیطانند.
د ـ لعـنـت و نـکـوهش : پیامبر اکرم (ص ) آن دسته از مردان و زنانى را که مى گویند: (ما ازدواج نمى کنیم )، لعنت کرده است .
(22)
همچنین مسلمانان را از ترک دنیا و فرار از زن گرفتن باز داشته ، زنانى را که از شوهرکردن امتناع مى ورزند، مورد مذمّت و نکوهش قرار داده است .
(23)
ه‍ ـ برترى نداشتن عزوبت : گاهى بعضى از افراد، براى توجیه مجرد ماندن خودشان ، از راه دیـن وارد مـى شـونـد و خـیـال مـى کـنـنـد عـزوبـت نـوعـى ارزش و فـضـیـلت اسـت ، غافل از آنکه اگر چنین بود، رهبران دین و وارستگان جامعه چنان مى کردند. امام رضا(ع ) فرمود:
روزى امام باقر(ع ) از زنى درباره وضعیت زندگى اش پرسید.
زن گفت : من (متبتّله ) هستم .
حضرت پرسید: مقصودت از (تبتّل ) چیست ؟
جواب داد: اصلاً نمى خواهم ازدواج کنم .
حضرت فرمود: چرا؟
عرض کرد: مى خواهم با مجرّد ماندن ، به فضیلت (و اجر و ثواب ) دست یابم .
حضرت فرمود: برگرد، (و چنین سخن مگوى )، اگر در عزوبت ارزش و فضیلتى بود، حضرت فـاطـمـه (س ) در دسـتـیـابـى بـه آن از تـو سـزاوارتر بود، چون هیچ زنى برتر از او نیست .
(24)
اهداف ازدواج
جـهان آفرینش ، بى هدف و بیهوده نیست و خلقت آن بحق و براساس حکمت است . انسان که جزئى از نـظـام عالم هستى است ، هم با هدف آفریده شده و هم باید داراى هدف و مقصد باشد. زندگى بدون هدف ، مایه آشفتگى ، سرگردانى ، ناراحتى و عقب ماندگى است .
براین اساس ، هر یک از غرایز به ودیعت گذاشته شده در انسان ، داراى حکمت و هدف است . وجود غـریـزه جـنـسـى در انـسـان بـراى تـاءمـیـن اهـداف و مـصـالحـى اسـت کـه اعـمـال آن بـه شـکـل صـحـیـح و مـشـروع ، تـضـمـیـن کـننده حیات مادى ، معنوى ، فردى و اجتماعى نسل بشر است .
ازدواج نیز که تنها راه طبیعى ، فطرى و مشروع ارضاى غریزه جنسى است ، باید داراى هدف یا اهـداف پـایـدار، سـنـجیده و اصیل باشد. اگر در زندگى زناشویى هدفهاى ناپایدار، سست و لرزان مـطـرح بـاشـد و زن و مـرد، راه آیـنـده را بـا آگـاهـى و هـدف حـسـاب شـده دنبال نکنند، به سعادت و خوشبختى و آثار ارزنده ازدواج دست نخواهند یافت .
در ایـن درس ، بـرخـى از اهـداف ازدواج را کـه در آیـات قـرآن و روایـات اهل بیت (ع ) آمده است ، بیان مى کنیم .
ارضاى غریزه جنسى
وقـتـى کـه آثـار رشـد و بـلوغ در پـسـران و دخـتـران ظـاهـر گـردد، صـدایى از درون آنان جهت بـرقرارى روابط زناشویى و ارتباط با جنس مخالف برخاسته ، آنان را به اطفاى شعله هاى غـریـزه جـنـسـى دعـوت مـى کـنـد. در ایـن مـیـان ، بـراى حـل مشکل جنسى سه راه وجود خواهد داشت :
الف ـ روابـط زن و مـرد بـدون هـیـچ قـیـد و شـرطـى در جامعه روا باشد و انسانها همچون دیگر حیوانات ، آزادانه از یکدیگر کام گرفته ، به خواسته هاى جنسى پاسخ دهند.
ب ـ راه تفریط را پیموده ، همچون رهبانان مسیحى و برهمنان و... هرگونه روابط زناشویى را مـحـکـوم نـمـوده ، آن را بـرخـلاف شـؤ ون و اهـداف والاى انـسـانـى بـدانـنـد و بـا زحمت زیاد به سرکوبى خواسته هاى جنسى پرداخته ، همواره در مبارزه با این خواسته درونى باشند.
ج ـ بـه مـنـظـور تـحـکـیـم بـنـیان اجتماعى اقوام و ملل ، بهره بردارى صحیح از غریزه جنسى و جـلوگـیـرى از مـفـاسـدِ زیاد بى بند و بارى و زیانهاى ناشى از عزوبت ، به تحکیم و تنظیم مبانى ازدواج و تشکیل خانواده براساس قوانین هماهنگ با نظام خلقت پرداخته شود.
اسـلام ، راه سـوّم را در پـیـش گـرفته است ؛ بدین معنا که از سویى بهره گیرى از تمایلات درونـى را بـطور معتدل و بدون افراط و تفریط از اهداف ازدواج دانسته ، به آن سفارش ‍ کرده اسـت و از سوى دیگر، آزادى مطلق در روابط جنسى زن و مرد و نیز رهبانیت را محکوم کرده ، آن را در جامعه اسلامى ناروا و نکوهیده مى شمارد. قرآن کریم مى فرماید:
(... وَ رَهْبانِیَّةً ابْتَدَعُوها ما کَتَبْناها عَلَیْهِمْ)
(25)
رهبانیّتى را که ابداع کرده بودند، ما بر آنان مقرّر نداشته بودیم .
پـیـامـبـر گـرامـى (ص ) بـا جـمله معروف (لا رَهْبانِیَّةَ فِى الاِْسْلامِ، تَزَوَّجُوا)
(26) امت اسـلامـى را مـتـوجـّه تـاءمـیـن هـدف والاى انـسـانـى در سـایـه ازدواج و تـشـکـیـل کـانـون گـرم خـانواده کرده و (عثمان بن مظعون ) را که شبها به عبادت مى پرداخت و روزهـا را بـا روزه بـه پـایـان مـى رسـانـد و زن و فـرزنـد را تـرک کرده بود، بشدّت نکوهش نمود.(27)
نـاگـفـته نماند که ارضاى غریزه جنسى به تنهایى هدف ازدواج نیست ، چون اگر هدف نهایى ازدواج ، رسـیـدن بـه امـیـال جـنـسـى بـاشـد، بـعد از دستیابى به آن ، کانون زناشویى از هم گسسته ، به جدایى و طلاق منجر خواهد شد. در اسلام ، طلاق به خاطر نتایج تلخ و ناگوارى همچون سست شدن بنیان اخلاقى جامعه و متلاشى شدن محیط مناسب پرورش ‍ فرزندان ، در زمره منفورترین حلالها نزد خدا شمرده شده است . پیامبر اکرم (ص ) فرمود:
(ما اَحَلَّ اللّهُ شَیْئاً اَبْغَضُ اِلَیْهِ مِنَ الطَّلاقِ)
(28)
خداوند هیچ چیزى را حلال نکرد که به اندازه طلاق مورد غضب او باشد.
آرامش روانى
آفـریـنـش انـسـان بـگـونـه اى اسـت کـه بـراى رسـیـدن بـه آرامـش روحـى ، نـیـاز بـه ازدواج وتـشـکـیـل خـانواده دارد. زندگى زناشویى به علت ایجاد محبّت ، تفاهم و همدردى ، بسیارى از نـیـازهـاى روحـى انـسـان را تـاءمین مى کند. انسان در سایه تاءمین این نیازها که نیازهاى اصلى اوست ، به آرامش روحى مى رسد.
قـرآن کـریم تصریح مى کند که یکى از ثمرات ازدواج و اهداف بلند آن ، تسکین خاطر و آرامش روحـى اسـت کـه در پـرتـو دوسـتى و محبتى که خداوند در قلب زن و شوهر قرار داده است ، به دست مى آید:
(وَ مـِنْ آیـاتـِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً لِتَسْکُنُوا اِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً اِنَّ فى ذلِکَ لاَ یاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ)
(29)
و از نـشـانـه هـاى اوسـت کـه هـمـسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یـابـیـد و مـیـان شـمـا دوسـتـى و مـهـربـانى قرار داد؛ همانا در این کار، نشانه هایى است براى گروهى که تفکّر مى کنند.
در جـاى دیـگر با بیان کنایه اى جالب ، همسران را براى یکدیگر به عنوان لباس و پوشش ‍ معرفى مى کند:
(هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ اَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ)
(30)
زنان ، لباس همسران ، و شما (همسران ) لباس آنها هستید.
اگر لباس موجب پوشش عیوب ظاهرى بدن و یا حفظ از سرما و گرما و احساس آرامش و امنیت و یا زیـبـایى و کمال است ، همسران نیز یکدیگر را از فساد و تباهى و انحراف جنسى حفظ مى کنند و در کنار هم به آرامش و کمال دست مى یابند.
امام رضا(ع ) با تصریح به این نکته که زنان مایه آرامش شوهرانند، فرمود:
(مِنَ السُّنَّةِ التَّزْویجُ بِاللَّیْلِ؛ لاَِنَّ اللّهَ (جَعَلَ اللَّیْلَ سَکَناً)
(31) وَالنِّساءُ اِنَّما هُنَّ سَکَنٌ)(32)
از سـنـّتهاى اسلام ، برگزارى مراسم ازدواج در شب است ؛ زیرا خداوند شب را مایه آرامش قرار داده ، و زنها نیز مایه آرامش (شوهران ) هستند.
حفظ دین
ازدواج بـه خـودى خـود امـرى مـستحب است ، ولى گاهى به جهت نذر، عهد، قسم و یابراى رسیدن بـه واجـب دیـگـر، یـا جـلوگیرى از ضرر و معصیت و... واجب مى شود.
(33) پس ، از جمله اهـداف ازدواج ، رعـایت امور شرعى و انجام وظیفه دینى اعمّ از واجب و مستحب است (34) تا بـدیـن وسـیـله ، پـاکـى و طـهـارتِ نـفـس و آرامـش روحـى و روانـى بـطـور کـامـل حـاصـل گـردد و آدمـى از خـطـر انـحـراف ، آلودگى و گناه حفظ شود. پیامبر اسلام (ص ) فرمود:
(مَنْ اَحَبَّ اءَنْ یَلْقَى اللّهَ طاهِراً مُطَهَّراً فَلْیَلْقَهُ بِزَوْجَةٍ)
(35)
هر کس دوست دارد خدا را با طهارت و پاکیزگى ملاقات کند، با داشتن همسر او را ملاقات کند.
بـهـتـریـن راه بـراى حـفـظ عـفـت ، ازدواج کـردن در اولیـن فـرصـت مـمـکـن اسـت و هـرگـونـه سـهـل انـگـارى در ایـن مـورد بـه زیان انسان تمام مى شود. این ضرورت در دوره جوانى بیشتر احـسـاس مـى شـود، چـون در دوره جـوانـى کـه هـنـگام هیجان غریزه جنسى است ، بهترین راه براى مـنـحـرف کردن یک جوان ، استفاده از این غریزه و جاذبه هاى جنسى است . انسان با داشتن همسر و بـا تـسـکین غریزه جنسى ، جاذبه هاى منحرف کننده را کمرنگ مى بیند، و براحتى مى تواند عفت خود را حفظ کند. پیامبر اکرم (ص ) در این باره فرمود:
(اَیُّما شابٍّ تَزَوَّجَ فِى حَداثَةِ سِنِّهِ عَجَّ شَیْطانُهُ: یا وَیْلَهُ! عَصِمَ مِنّى دینَهُ)
(36)
هـر جوانى که در ابتداى جوانى ازدواج کند، شیطان او فریاد مى کشد: اى واى ! دینش را از دست من در امان داشت .
البـتـّه ، تـاءثـیـر ازدواج در حـفـظ دیـن بـه ایـن مـعـنـا نـیـست که تمام زمینه هاى فساد در انسان متاءهل از بین مى رود، بلکه او نیز باید در حفظ پاکدامنى خود بکوشد. پیامبر(ص ) در این باره فرمود:
(اِذا تَزَوَّجَ الْعَبْدُ فَقَدْ اَحْرَزَ نِصْفَ دِینِهِ فَلْیَتَّقِ اللّهَ فِى النِّصْفِ الْباقى )
(37)
هـرگـاه بـنـده ازدواج کـنـد نیمى از دینش را حفظ کرده است ، پس در نیم دیگر باید تقواى الهى پیشه کند.
حفظ نسل
بـقـاى نـوع بـشـر، وابـسـتـه بـه ازدواج و تـکـثـیـر نـسـل اسـت . انـسـانـهـا بـا مـیـل بـه جـاودانـگـى از طـریـق فـرزندان خود، به تشکیل خانواده مى پردازند. وجود فرزند در خـانـواده ، بـاعـث آرامـش ، دلگـرمـى و تحکیم نظام خانوادگى است ؛ اگر جز این بود، انسان از تشکیل خانواده و قبول مسؤ ولیت سنگین آن شانه خالى مى کرد.
قـرآن کـریـم بـا اشـاره بـه حـکـمـت تـشـریـع و ایـجـاد ایـن سـنـت در جـهـان خـلقـت و تـکـثـیـر نسل انسان در سایه (جفت آفرینى ) فرمود:
(یا اَیُّهَا النّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذى خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً کَثیراً وَ نِساءً)
(38)
اى مردم ! از (مخالفتِ) پروردگارتان بپرهیزید! همان کسى که همه شما را از یک انسان آفرید؛ و هـمـسر او را (نیز) از جنس او خلق کرد؛ و از آن دو، مردان و زنان فراوانى (در روى زمین ) منتشر ساخت .
و نـیـز در جـاى دیـگـر، هـدف از خـلقـت زوج گـونـه انـسـان را تـکـثـیـر نسل دانست :
(وَاللّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ اَزْواجِکُمْ بَنینَ وَ
حَفَدَةً...)
(39)
خداوند براى شما از جنس خودتان همسرانى قرار داد؛ و از همسرانتان براى شما فرزندان و نوه هایى به وجود آورد.
در دیدگاه قرآن ، زنان فقط وسیله ارضاى غریزه جنسى نیستند، بلکه آفریدگار جهان آنان را بـگـونـه اى آفـریـده کـه وسـیـله اى بـراى بـقـاى نـسـل و حـفـظ حـیـات نـوع بـشـر و مـرکـز ثقل پرورش و تربیت فرزندان صالح و شایسته باشند:
(نِساؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَاءْتُوا حَرْثَکُمْ اَنّى شِئْتُمْ وَ قَدِّمُوا لاَِنْفُسِکُمْ)
(40)
زنان شما، محل بذرافشانى شما هستند؛ پس هر زمان که بخواهید، مى توانید نزد آنان بروید و (سـعـى نـمایید از این فرصت بهره گرفته ، با پرورش فرزندان صالح ) اثر نیکى براى خود، از پیش بفرستید!

منابع و ماخذ
1- ذاریات (51) ، آیه 49 .
2- شعراء (26) ، آیه 7 ؛ و نیز ر . ک : ق (50) ، آیه 7 ، لقمان (31) ، آیه 10 ، یس (36) ، آیه 36 و ... .
3- شورى (42) ، آیه 11 ؛ و نیز ر . ک : نساء (14) ، آیه 1 ، اعراف (7) ، آیه 189 ، زمر (39) ، آیه 6 و ... .
4- وسائل الشیعه ، محمد بن الحسن حر عاملى ، ج 14 ، ص 2 ـ 3 ، بیروت .
5- ر . ک : المیزان ، علاّمه طباطبایى ، تهران ، ج 4 ، ص 119 و 332 ، اسلامیه .
6- بحارالا نوار ، محمدباقر مجلسى ، ج 103 ، ص 222 ، بیروت .
7- روم (30) ، آیه 21 .
8- رعد (13) ، آیه 38 .
9- نور (24) ، آیه 32 .
10- ر . ک : بحارالا نوار ، ج 103 ، ص 220 .
11- همان ، ج 100 ، ص 218 .
12- همان ، ص 222 .
13- همان ، ص 221 .
14- بحار الانوار، ج 43 ، ص 192 .
15- بحارالا نوار ، ج 103 ، ص 264 .
16- همان ، ص 219 .
17- بحارالانوار ، ج 103 ، ص 221 .
18- وسائل الشیعه ، ج 14 ، ص 156 .
19- مـسـتـدرک الوسـائل ، مـیـرزا حـسـیـن نـورى ، ج 14 ، ص 156 ، مـؤ سـسـه آل البیت .
20- اسراء (17) ، آیه 27 .
21- مستدرک الوسائل ، ج 14 ، ص 156 .
22- همان ، ص 248 .
23- همان .
24- بحارالانوار ، ج 103 ، ص 219 .
25- حدید (57) ، آیه 27 .
26- مستدرک سفینة البحار ، على نمازى شاهرودى ، ج 4 ، ص 262 ، چاپخانه خراسان .
27- اسـدالغـابـه ، ابـن اثـیـر عـلى بن محمد ، ج 3 ، ص 386 ، چاپ اسلامیه و نیز ر . ک : بحارالانوار ، ج 67 ، ص 115 .
28- کنز العمال ، على المتقى بن حسام الدین هندى ، ج 9 ، ص 661 ، مؤ سسه رسالت .
29- روم (30) ، آیه 21 .
30- بقره (2) ، آیه 187 .
31- انعام (6) ، آیه 96 .
32- فروع کافى ، محمد بن یعقوب کلینى ، ج 5 ، ص 366 ، چاپ دارالا ضواء ، بیروت .
33- ر . ک : عروة الوثقى ، سید محمدکاظم طباطبایى یزدى ، کتاب النکاح ، مساءله 3 و 4 .
34- از این رو ، گفته اند : استحباب ازدواج با یک بار زن گرفتن از بین نمى رود ، بلکه تعدّد ازدواج چه دائم و چه موقّت مستحب است . ر . ک : همان ، مساءله 2 .
35- بحارالانوار ، ج 103 ، ص 220 .
36- کنز العمّال ، ج 16 ، ص 276 .
37- بحارالانوار ، ج 103 ، ص 219 .
38- نساء (4) ، آیه 1 .
39- نحل (16) ، آیه 72 .
40- بقره (2) ، آیه 223

با آرزوی خوشبختی تمام جوانان جهان.


دسته ها : کتاب دانشجو
شانزدهم 9 1388 18:37
X